محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )

529

در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )

نمىدانسته و هدايت نيافته بودند ! » « 1 » بنابراين اگر پدران بر راه حق و ثواب باشند تقليد كردن از آنها ايرادى ندارد . ( و اتّعظوا بمواعظ اللّه و اقبلوا نصيحة اللّه ) دنيا سراسر پند و اندرز است ؛ ولى ما به آنها ننگريسته و پندها را نشنيده و از آنها عبرت نمىگيريم . ( فإنّ اللّه قد أعذر إليكم بالجليّة و اتّخذ عليكم الحجّة و بيّن لكم محابّه من الأعمال و مكارهه منها لتتّبعوا هذه و تجتنبوا هذه ) خداوند به ما عقل و توانايى و اراده داده است و اسباب و نتايج كارها را براى ما آشكار ساخته است تا بهانه‌اى براى كسى باقى نماند . ( إنّ الجنّة حفّت بالمكاره و إنّ النّار حفّت بالشّهوات ) اگر بهشت تنها با انجام نماز و روزه و حج خانه خدا به دست مىآمد ، هدفى بسيار آسان بود ؛ به‌ويژه امروزه كه حج به سفرى تفريحى و بىدردسر تبديل شده است . بهاى بهشت را آفريدگار آن تعيين كرده است . قرآن در توصيف بهشت و ترغيب به آن سخن‌هاى فراوان فرموده و پيامبر صلّى اللّه عليه و إله نيز در توصيف بهشت مىگويد كه هيچ چشمى آن را نديده و هيچ گوشى درباره آن چيزى نشنيده و به ذهن هيچ بشرى نيامده است . « 2 » خداوند بهاى بهشت را در قرآن چنين معرفى كرده است : « در حقيقت ، خدا از مؤمنان جان و مالشان را به [ بهاى ] اينكه بهشت براى آنان باشد خريده است ؛ همان كسانى كه در راه خدا مىجنگند و مىكشند و كشته مىشوند . [ اين ] به عنوان وعده حقى در تورات و انجيل و

--> ( 1 ) . وَ إِذا قِيلَ لَهُمْ تَعالَوْا إِلى ما أَنْزَلَ اللَّهُ وَ إِلَى الرَّسُولِ قالُوا حَسْبُنا ما وَجَدْنا عَلَيْهِ آباءَنا أَ وَ لَوْ كانَ آباؤُهُمْ لا يَعْلَمُونَ شَيْئاً وَ لا يَهْتَدُونَ مائده / 5 : 104 . ( 2 ) . نك : صحيح بخارى : 4 / 86 ؛ صحيح مسلم : 1 / 121 ؛ مسند احمد : 2 / 370 .